شش تمرین رهبری که به کارتان معنا می دهد
آیا شغل شما به زندگیتان معنا میدهد؟
در مورد من، حالا اینطور است. اما همیشه اینگونه نبوده.
در واقع تا زمانی که یک روز در هتل شرایتون فیلادلفیا سر یک میز پر از گروهبان نشسته بودم، هرگز واقعا به اهمیت این موضوع فکر نکرده بودم. آن روز بخشی از تیم آموزشی دوره تابآوری دانشگاه پنسیلوانیا برای تعدادی از سربازان ارتش آمریکا بودم. ناهار مثل همیشه با گفتوگوهای معمولی شروع شد — درباره دوره، نظراتشان و حتی کمی فوتبال.
اما از گوشه چشمم متوجه یکی از گروهبانها شدم که نگاهش را لحظهای از من برنمیداشت. کمی که گذشت، معذب شدم. رو به او کردم و پرسیدم:
«هی گروهبان، چه خبر؟»
پاسخش غافلگیرکننده بود:
«شما فقط برای یک چک دستمزد اینجایید؟»
تا آن لحظه، هیچکس چنین سوالی از من نپرسیده بود. اما جواب من آماده بود — برای پدربزرگم آنجا بودم. او کهنهسرباز جنگ جهانی دوم بود، در روز حمله متفقین به ساحل نرماندی جنگیده بود و تا پایان عمر با جراحتهایش، جسمی و روانی، زندگی کرده بود. اگر امروز من میخواستم به سربازان کمک کنم، برای بزرگداشت یاد او بود.
گروهبان نگاهی کرد و گفت:
«داستان فوقالعادهایه.»
و از آن لحظه، رفتارش تغییر کرد — با اعتماد، با سوالها و دغدغههایی که در دلش مانده بود، به سمت من آمد.
معنا، سوخت روانی ما در محیط کار است.
معنا تجربهای درونی از اهمیت شغلمان است. به ما کمک میکند رشد کنیم، باانگیزه بمانیم، تلاش کنیم، و وفادار باشیم. تحقیقات بارها و بارها نشان دادهاند که کار معنادار با بهرهوری، تعهد، عملکرد و حتی غیبت کمتر در محل کار رابطه مستقیم دارد.
اما مطالعاتی که نشان دهند چگونه رهبران میتوانند این حس معنا را در کار تقویت کنند، تا پیش از این محدود بود. یک پژوهش جدید، شش شیوه کلیدی رهبری را شناسایی کرده که به طور مستقیم با تجربه کار معنادار مرتبطاند:
شش رفتار رهبری که معنا در کار را تقویت میکنند:
1. درباره تاثیر کلان کار صحبت کنید.
آگاهی از تأثیر نهایی کاری که انجام میدهیم، محرک بزرگی برای معناست. لیز هال، افسر سابق نیروی دریایی، میگوید چگونه با توضیح کامل ماموریت به کسی که فقط سوختگیری هواپیما را انجام میدهد، احساس مشارکت و اهمیت را تقویت میکند. این کار را میتوان به شکل رسمی (در جلسات) یا غیررسمی (در مکالمات روزانه) انجام داد.
2. پتانسیلها را بشناسید و پرورش دهید.
با اعضای تیمتان مکالمات فردی داشته باشید و بپرسید:
«دلت میخواهد روی چه پروژههایی کار کنی؟»
سپس این پاسخها را با فرصتهای واقعی پیوند دهید. این نه تنها به افراد احساس دیدهشدن میدهد، بلکه معنا و رشد را همزمان تقویت میکند.
3. روابط شخصی را تقویت کنید.
برای تیمتان فرصتهایی برای ارتباط بدون هدف کاری فراهم کنید:
ناهارهای تیمی، دورهمیهای بعد از کار، فعالیتهای داوطلبانه یا برنامههای آموزش غیررسمی. ارتباطات انسانی یکی از کلیدهای تجربه معناست.
4. هنگام استخدام درباره ارزشها و اهداف صحبت کنید.
فرصت ورود یک نیروی جدید، بهترین زمان برای ایجاد همراستایی است. در Zappos، از تازهواردها میخواهند درباره 10 ارزش کلیدی شرکت، داستان بنویسند. در BetterUp، از آنها میپرسند چه چیزی برایشان معنادار است — تا کار محوله با آن معنا همسو شود.
5. رفتار مبتنی بر ارزشها را مدل کنید.
کارکنان وقتی مشاهده میکنند رهبرانشان واقعا به ارزشهای سازمان پایبندند، اعتماد میکنند. این عامل، بیشترین تاثیر را بر کاهش تمایل به ترک سازمان دارد. فقط درباره ارزشها صحبت نکنید — زندگیشان کنید.
6. به کارمندان استقلال بدهید.
استقلال روانی، یکی از پایههای انگیزه درونی است. سه راه برای تقویت آن:
– تعیین شفاف قوانین و اهداف
– توضیح دلایل تصمیمات مهم مدیریتی
– تشویق به ابتکار عمل و آغازگری
در پایان:
یکی از تاثیرات بزرگ دوران کرونا، بازاندیشی عمیق افراد درباره معنای شغلشان بود. بسیاری در ترک شغل خود، از نداشتن معنا در کار گفتهاند. حالا که سازمانها برای جذب بهترینها رقابت میکنند، رهبران باید فعالانه مسیرهایی برای خلق معنا در کار پیدا کنند — نه فقط برای موفقیت سازمان، بلکه برای سلامت روانی، انگیزه و رشد انسانهایی که با ما کار میکنند.
دیدگاههای شما
دیدگاهی ثبت نشده است. اولین نفر باشید.
شما هم با نظرات و پرسشهایتان در ارتقا این مقاله مشارکت کنید
{##show.UserInfo##}